بلاخره حنای من اومد رفتیم فرودگاه از عکس هاش زیباتره خیلی
و خیلی هم اروم و دوست داشتنی مامانش خیلی مهربون و خنده رو
چند تا جمله هایی که خیلی مهم هستن رو یادداشت کردم
با حنا حرف میزنم خخخخخ فداش بشم امروز گریه میکرد حوصله نداشت
دستشو گرفتم بردمش اتاقم نقاشی کشیدیم کارتون انگلیسی گذاشتم براش
وسطاش خوابش برد
انقد باهاش سلفی گرفتم .ازش فیلم گرفتم
بعدا نوشت :کاش میمومدی
برچسب: عزیز من,عزیز من به انگلیسی,عزیز من گل من,
نویسنده: نیکا پورحسین